تبليغاتX
دست نوشته هاي مهرداد حمزه
حرف های ناگفته ، دست نوشته هاي تنهایی ،وا گويه هاي دل تنگی

 این مطلب را یکی از دوستان خوبم به نام هوشنگ فرستاده . او که در خارج از کشور زندگی می کند ، اما اخبار و اتفاقات ایران را به خوبی دنبال کرده و بی تفاوت از کنار آن ها عبور نمی کند . شاید ما باید یاد بگیریم و شاید ..... با این حال به نظر می آید بحث دستگیری « دکتر رامین جهانبگلو » برای بسیاری از افراد موضوع بی اهمیتی است و انگار که اتفاقی نیفتاده است. و اگر باز هم سكوت كنيم مشخص نخواهد بود كه بعد از جهانبگلو نوبت چه كسي خواهد بود ،  يا سرنوشت مردي كه سال هاست با او اهل فرهنگ زندگي مي كنند ، چه خواهد شد .و اين هم مطلب هوشنگ عزيز :

 

دو هفته از دستگیري « دکتر رامين جهانبگلو»، استاد فلسفه ي دانشگاه، انديشمَند، فيلسوف، محقق و نويسنده ي سَرشناس؛ مي گذرد. هَم اکنون، کار زار بزرگي براي نجات جان اين انديشمند بزرگ ميهن مان دَر سَراسَرِ جهان بَرپا شده است. بايد  با شرکت فعّال دَر اين کار زار؛ به تداوم و گسترش آن، تا آزادي « دکتر جهانبگلو»؛ کمک و ياري برسانيم. کارنامه ي پژوهش ها و فعاليّت هاي علمي« دکتر جهانبگلو»؛ آن ويژه گي را از اين انديشه پَرداز سَرفرازميهن مان، فَرا روي همگان قرار مي دهد؛ تا به جرأت بتوانيم او را هَم سنگ و هَم وزن با هَم گنان اش در سَطح جهان، هَمانند « عيسا برلين» و دورتر،« مهاتما گاندي» و « رابيندرات تاگور»،« برتراند راسل» و..؛ بدانيم. اين انديشه وَرزِ مدافع « مدرنيته» و«حرمتِ انسان» و« حقوقُُِ انسان» و مُنادي « مُدارا و تساهل» و«عدم خشونت»، امّا هم اکنون « بي حرمتي»،« بي حقوقي» و« خشونت» را در زندان، تجربه مي کند. و چرا؟ پرسشي که مَطرح است، اين است که: بي حرمتي با اهل انديشه و قلم، چه زماني به پايان مي رسد؟ چرائي « وا پس ماندگي» و « فرو دَستيِ» مردم در کشورهاي «جهان سوم» و در اين ميان کشورخودمان ايران، را تنها در « توطئه ها» و مداخلاتِ قدرت هاي بزرگ؛ نبايد جست و جو کرد. عامل اصلي، آن«عامل داخلي» است که در همين روحيه ي « عدم مدارا» و تحمّل نکردن « ديگر انديشان» و سَرکوب هَر نظر و فکر و انديشه اي جز نظر، فکر و انديشه ي مسلّط و حاکم؛ نهفته است. اين روحيه؛ دَر درازناي تاريخ، انديشه وَرزاني از« زکرياي رازي»،« ابن سينا»، « حسين منصور حلاج» و .. گرفته تا « سعيدي سيرجاني»، «محمد مختاري»، « محمد جعفر پوينده»، « اکبر گنجي» و .. را بَر نتافته و بَر نمي تابد. انديشه وَرز را به سياه چال مي افکند. آهنگ کشتن او مي کند. به آزار و شکنجه اش مي نشيند. به تخريب شخصيّت و هويّت انساني او دست مي يازد. با اين خيال واهي که شمع فروزان انديشه ي او را خاموش کند. بايد با بانگ رسا فرياد بزنيم: دست ها از حريم انديشه، از حريم انديشمندان، از حريم انديشمندان کشورمان، از حريم همه ي« ديگر انديشان» ، از زندگي « دکتر رامين جهانبگلو»؛ کوتاه!

                                                     رامين جهانبگلو را آزاد کنيد!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 13:38  توسط مهرداد حمزه  | 

بی هیچ مقدمه ای این چند خط را می نویسم . شاید بشود به آن گفت شعر یا شاید .... گاهی اوقات وقتی چیزی می نویسم خیلی به قالب آن نمی اندیشم ......

قفلم !

که با کلید کسی وا نمی شوم

نه‌،

انسانم

لبریز از محبت و جام آدمی

دیگر چه غم مرا

که وا شوم یا نمی شوم !؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 2:27  توسط مهرداد حمزه  | 

حالا چند روزي مي شود كه بحث بدحجابي در جامعه بسيار داغ است . پديده اي كه فكر مي كنم بيشتر از هر جاي ديگري در ايران معني پيدا مي كند . حجاب در فرهنگ فارسي "عميد" اين گونه معنا شده است : پرده ، چادر ، روپوش ، روبند ، آنچه كه با آن چيزي را بپوشانند و چيزي كه مانع بين دو چيز ديگر باشد . به طور كلي مساله حجاب و چگونگي و كيفيت آن يكي از مقوله هاي بحث برانگيز بوده و بشر در طول زمان به شكل هاي متفاوت با اين پديده سر و كار داشته و دارد !؟ در اسلام نيز بحث حجاب يكي از مباحث مهم ديني است كه هميشه  در طول تاريخ 1400 ساله اسلام نظرات متفاوتي در رابطه با آن بيان شده است . اين نظرات كه بيشتر برخواسته از آيات و روايات مذهبي بوده ، در پاره اي از مواقع شرايط زمان هم مدنظر گرفته شده يا برداشت هاي شخصي افراد صاحب نظر نيز در آن دخيل بوده است ؟ آنچه كه مسلم است قبل از اسلام هم حجاب وجود داشته و اگر نگاهي به تاريخ بياندازيم خواهيم ديد اقوام مختلفي كه در قبل از اسلام بودند و هر كدام آيين و كيش خود را داشته اند ، به نوعي حجاب نيز در آيين هاي آن ها معنا پيدا مي كرده( البته بحث تاريخي پيرامون حجاب و كيفيت و چگونگي آن خود بحثي جداگانه است كه فرصتي ديگري مي طلبد ) ااما در ايران و با آمدن اسلام به اين ديار بحث حجاب به نوعي به يكي از دغدغه هاي ذهني ايرانيان تبديل شد كه همواره موافقان و مخالفان  خاص خود را داشته است .آنچه كه بايد در نظر داشت امروزه واژه حجاب بيشتر براي پوشش زنان بكار مي رود و درست است كه ما گاهي با مواردي برخورد مي كنيم كه براي آقايان نيز صحبت از حجاب شده است ، اما بدون شك با گفتن  كلمه حجاب ما به ياد پوشش زنان مي افتيم و اين را شايد بتوانيم به عنوان يكي از معاني حجاب قلمداد كنيم . ( حجاب : پوشش زنانه ) موافقان حجاب ، اين امر را يك دستور الهي دانسته و رعايت اين دستور را براي تعالي انسان واجب برمي شمرند. البته آنها ادله هاي خاص خود را نيز مبني بر رعايت حجاب در جامعه دارند و براي دفاع از تئوري حجاب به ذكر اين دلائل مي پردازند . شايد يكي از كساني كه تا امروز توانسته است در دفاع از حجاب سخن بگويد و اين سخنان نيز در جامعه تاثيرگذار باشد ، "شهيد مطهري" است كه در كتاب  "مسئله حجاب" به اين بحث به طور كامل پرداخته و ريشه هاي فلسفي ، اجتماعي ، اقتصادي ، رواني و .... اين پديده را مورد بررسي قرار داده است . اما عده ي ديگري هم هستند كه با اين پديده مخالفند . مهمترين دليل اين گروه سلب آزادي هاي فردي و اجتماعي زنان است كه آنها مجبورند با رعايت حجاب از اين آزادي هاي خود چشم پوشي كنند . اين گروه معتقدند كه حجاب باعث عقب افتادگي زنان در طول تاريخ گشته است و اگر زنان مجبور نبودند كه حجاب داشته باشند ، امروزه جايگاه آنها در اجتماع ، اگر نگوييم بالاتر از مردان بود  ، اما با آنها در يك سطح قرار داشت . اما به راستي جايگاه حجاب در يك جامعه كجاست !؟ آيا حجاب يك موضوع شخصي است يا اينكه فراتر از آن يك پديده ي اجتماعي ست !؟ آيا اين افراد هستند كه بايد در رابطه با رعايت كردن يا نكردن حجاب تصميم بگيرند يا اينكه حكومت  بايد براي افراد تصميم بگيرد !؟‌ و آيا در يك جامعه ي اسلامي همه ي افراد حتي غير مسلمانان هم ملزم به رعايت حجاب بايد باشند !؟ آنچه كه مسلم است حجاب را نه مي توان به زور به يك جامعه تحميل كرد و نه اينكه حجاب را از آنان گرفت !؟‌ تجربه به ما ثابت كرده است كه هر پديده اي چه خوب يا چه بد اگر با اجبار همراه گردد ، مردم در برابر آن واكنش منفي نشان مي دهند و حتي گاهي اوقات علي رغم ميل باطني خود كاري را برخلاف آنچه كه خواسته شد انجام مي دهند ....! اين نشان مي دهد كه بايستي با پديده هايي كه تاثير مستقيم يا غير مستقيم بر زندگي مردم دارد با درايت برخورد كرد و تصميماتي كه گرفته مي شود ، براساس منطقي استوار بر عقلانيت باشد . از اين رو وقتي امروز بحث بدحجابي مطرح مي گردد ، بايد به اين نكته توجه داشت كه برخورد قهري با اين اتفاق كاري از پيش نمي برد ....!؟ به طور كلي وقتي از بدحجابي به عنوان يك ناهنجاري اجتماعي نام مي ببريم ، بايد مشخص كنيم كه هنجاري را كه جامعه به دنبال آن است‌، چيست و اين هنجار چقدر به واقعيت نزديك بوده و آيا  همه مردم جامعه اين هنجار را پذيرفته يا هنوز در حد و حدود اين هنجار يا مشخصه هايي كه اين هنجار اجتماعي بايد داشته باشد اختلاف نظر وجود دارد ....!؟ از اين روست كه قبل از آنكه ما بخواهيم با يك اتفاق به نام بدحجابي برخورد كنيم ، بايست مشخص كنيم كه ما چه مي خواهيم و افرادي كه ما آنها را متخلف مي ناميم و گاهي نيز از آنها به عنوان بر هم زننده نظم عمومي جامعه ياد مي كنيم  ، چه انجام مي دهند !؟ امروز در جامعه كمتر كسي را مي توان يافت كه از حجاب تعريف واضح و روشني داشته باشد و خواست جامعه و عرف حاكم بر جامعه را بداند .....!؟‌ هر كسي با توجه به نظرات شخصي خود و تجربه هايي كه دارد به تعريفي از حجاب مي پردازد و گاهي اوقات نيز برخي افراد سعي بر آن دارند ، تا نظرات شخصي خود را به عنوان يك دستور العمل به جامعه تحميل كنند .....!؟ به نظر مي آيد فارغ از بحث ارزش گذاري بر روي پديده اي با عنوان حجاب ، بايد ابتدا به اين نكته توجه كنيم كه قبل از هر گونه برخورد بايست معيار ها و اصول ابتدايي اين پديده براي همگان مشخص گردد و آنگاه بر فرض بروز ناهنجاري به عنوان بدحجابي ، سعي در شناخت عوامل شكل دهنده اين ناهنجاري گردد و به جاي برخورد قهري ، در حذف اين عوامل تلاش گردد . و آنچه كه امروز به عنوان مبارزه با بدحجابي از آن ياد مي شود ، چيزي جز پاك كردن صورت مسئله نيست .... !؟ تجربه اي كه بار ها و بارها ما آن را امتحان كرده ايم و جواب نگرفته ايم و اين بار نيز اگر بخواهيم تجربه گذشته را تكرار كنيم ، قطعا با شكست مواجه خواهيم شد ...!؟          

     

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 3:49  توسط مهرداد حمزه  |