وقتي امروز عصر داشتم با يكي از دوستان راجع به منوچهر آتشي صحبت مي كردم و از انتخاب او توسط صداوسيما به عنوان يكي از چهره هاي ماند گار حرف مي زديم ، باورم نمي شد كه اخبار ۲۰ :۳۰ خبر مرگ او را پخش كند . منوچهر آتشي شاعر آهنگ ديگر ، آواز خاك ، ديدار در فلق و....... هم مانند خيلي هاي ديگر ما را تنها گذاشت و در پاييز هفتاد و پنج سالگي پر كشيد و رفت . يادش گرامي و روانش شاد باد .
شعري براي صلح از منوچهر آتشي :
دوئل
من با تپانچه دوئل نمي كنم
شمشير ؟
فرسوده است و زنگاري ديگر اين پير
سوراخ سوخته در ميان سينه يا پيشاني؟
نه شكوهي مي تاباند ديگر نه برق شهامتي
( سال ها پيش نوشتم :
"گلوله ميان دو چشم زيبا زيبا نيست
زيبا فقط
خال زمردين ميان دو ابروي كولي است ")
كلوخي ؟
نه : قابيل ات خواهد كرد
گُلي
يا
گِلي
اين بود كه جگر آن دلاور را شكست
تو اگر مي تواني
بوسه اي شليك كن
تا تمامي ارتش هاي من به زانو در آيند برابر تو
و من قلمم را ـ به رسم شواليه هاي كهن
در كاغذي سفيد فرو مي كنم
يعني كه :
ديگر هرگز تسليم نخواهيم شد
فهميدي رمز كلام را ؟
تسليم !
آن هنگام که دانشجويان ايراني، "بيست دقيقه" به ياد اکبر گنجي و ساير زندانيان سياسي ايران، گرد هم می آیند، انجمن جهاني مطبوعات و مردم ايتاليا، در مراسمي باشکوه، با اهداي "قلم طلايي آزادي"، در برابر رنج هاي اکبر گنجي، سر به احترام فرود می آورند. درست در همان لحظات، دو روز مي شود که زندانبان، براي دادن غذا بر در سلول اکبر گنجي، نکوبيده است.
در اطلاعيه انجمن جهاني مطبوعات، که در آخرين نشست خود در کپنهاگ پايتخت دانمارک، اکبر گنجي را برنده جايزه "قلم طلايي آزادي" شناخت، از "مقاومت فداکارانه اکبر گنجي" به عنوان "الگويي والا براي روزنامه نگاران در سراسر جهان" ياد شده است. و معصومه شفيعي همسر گنجي، به روز مي گويد:"اين چيزها براي اينها مهم نيست. اصلا نمي فهمند که ادامه اين وضعيت براي خودشان چه هزينه اي دارد".
گردانندگان اين بنياد بين المللي روزنامه نگاري، مي دانند که "آقاي گنجي در ايران براي آزادي بيان مبارزه مي کند" و به همين دليل" سراسر جهانيان تلاش هاي او را دنبال مي کنند"، اما همسر گنجي مي گويد: "در داخل انگار همه چيز مرده است. مايوس کننده است. بعضي وقت ها احساس مي کنم هيچ حامي و پناهي نداريم. همه چيز را از دست داده ايم". او مي داند که فقط مردمان شهر سي ينا در ايتاليا نيستند که به همت شهردار شهرشان، به اکبر گنجي" جايزه آزادي مطبوعات" مي دهند: "بچه هاي خودمان هم هستند.همين الان دانشجويان خانه ما بودند. فردا در دانشگاه زنجان جلسه هست، پس فردا در يک دانشگاه ديگر...ولي مطبوعات اجازه ندارند بنويسند، يا اگر مي نويسند دوخط در لابلاي بقيه اخبار و در صفحات لايي".
خانم شفيعي شنيده است که: "انجمن جهاني مطبوعات در اطلاعيه خود خواهان آزادي فوري و بي قيد و شرط اکبر گنجي شده است". اين را هم مي داند که: "تجمع اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي در اعتراض به وضعيت زندانيان سياسي با عنوان 20 دقيقه براي آزادي برگزار شد". و روشن است که "دانشجويان طي سخناني نسبت به وضعيت اكبر گنجي، عبدالفتاح سلطاني و محمدي گرگاني اعتراض كردند و خواهان رسيدگي به وضعيت زندانيان سياسي شدند". اما اين را نيز مي داند که: "اينها اصلا اين چيزها را نمي فهمند. همين آخرين بار که او را ديدم نحيف و لاغر بود. مثل دفعه قبل. با محدوديت غذايي و دارويي".
اکبر گنجي مي داند که در دنيا چه خبر است. از جايزه ها هم خبر دارد: "به او گفتم". همسرش هم خوشحال است. فکر مي کند "در همين يادآوري هاست که آدم دلگرم مي شود" و "نيرو و انرژي" مي گيرد، اما: اکبر گنجي بدون غذا و دارو، چگونه انرژي مي گيرد؟ واقعا به او غذا نمي دهند؟
همسرش مي گويد: "نه. گاهي دو روز به دو روز به او غذا نمي دهند. دارو هم همين طور. جلوي آقاي مولايي گفت در ماه رمضان موقع افطار فقط سه کتري آب جوش به من مي دادند".
روزگاري هرجا که مي گفتيم از ايرانيم، مي گفتند: کيارستمي. امروز تا مي گوييم ايران، مي گويند: گنجي. و اين"گنج"، "گنجي" شايد درست در همين لحظات، لبانش خشک چند قطره آب است. همان موقع که" دانشجويان به مدت يك دقيقه سكوت كردند" و جهانيان به احترام او به پا خاستند.
و گنجي، تنها نيست.
از پریسای عزیز به خاطر ارسال این خبر تشکر می کنم.
سازمان ملل در كجا ايستاده است !؟
پنج شنبه گذشته كارگاه يك روزه ترويج اهداف توسعه هزاره براي سازمان هاي غير دولتي استان همدان برگزار گرديد. در اين جلسه حاضرين با شاخص هاي اهداف توسعه هزاره ، وضعيت اين شاخص ها در ايران و مشكلات و موانع موجود در راستاي تحقق اين شاخص تا سال ۲۰۱۵ ميلادي و .. آشنا گرديدند. اما در اين جلسه چند نكته بسيار جالب وجود داشت :
۱ ـ اكثر حاضرين در جلسه از سازمان هاي غيردولتي بودند ، اما تعدادي از آنها قبل از جلسه نمي دانستند اهداف توسعه هزاره خوردني است يا پو شيدني !!!؟؟؟؟
۲ ـ در وسط جلسه يكي از خبر نگاران حاضر در جلسه پيش من آمده و از من پرسيد كوفي عنان زن است يا مرد .... !!!؟؟؟
۳ ـ در بخش بيان شاخص ها فقط پرداخته شد به اين كه شاخص چه مي گويند و تا سال ۲۰۱۵ در مورد اين شاخص به چه نقطه اي بايد رسيد ، حالا چطوري اين شاخص ها مححق بايد گردند، خدا مي داند .... !!؟؟
اما بحث چيز ديگري ست . سوال اصلي كه هميشه برايم مطرح بوده اين است كه سازمان ملل با اين همه دبدبه و كبكبه تا امروز براي مردم دنيا چه كرده است ؟ صرف تصويب يك سري قطع نامه و بيانيه مشكلات حل مي شود ؟ براستي حضور نهادي به نام سازمان ملل چقدردر زندگي مردم تاثير گذار بوده است ؟ چند درصد مردم دنيا از عملكرد سازمان ملل خبر دارند و از آن راضي هستند ؟ كمي به دور و بر خود نگاهي بياندازيد . چند نفر را مي شناسيد كه بتوانند فقط يك بند از بيانيه حقوق بشر را بگويند ؟ چند زن هستند كه تا به حال اسمي از كنواسيون منع رفع تبعيض عليه زنان شنيده باشند ؟ اهداف توسعه هزاره براي كدامين گره كور جوامع بشري نوشته شده است ؟ آيا باور هاي غلط مردم دنيا را هم مي شود با بيانيه و قطع نامه عوض كرد ؟گاهي حتي فكر مي كنم سازمان ملل براي گروه خاصي از مردم دنيا شكل گرفته است و اين گروه حتي كمتر از يك درصد مردم دنيا هستند !!؟؟؟
حرف آخر اينكه :
كودكي در افريقا مي ميرد ، نفس زني در آسيا بالا نمي آيد ، مردي در اروپا از فشار زندگي خود كشي مي كند و انساني در امريكا نااميد از زندگي از ناكجا آباد سر در مي آورد و سازمان ملل ..........!!!؟؟؟؟
گويا ، اين بار نوبت است تربيون فمينيستي ايران است كه فيلترينگ شود !!!؟؟؟ در پي ممنوع شدن پخش فيلم هاي فمينيستي ، به نظر مي آيد سايت هاي فمينيستي هم بايد از رده خارج شود و آنچه كه معلوم است اين قصه سر دراز دارد و خدا مي داند بعد از اين اتفاق بايد منتظر چه حركت ديگري باشيم . اما يادمان نرود كه ما بيدي نيستيم كه به اين باد ها بلرزيم .
این مطلب مربوط به مدتی قبل می شود اما بد ندیدم در ایجا آورده شود :
نقش رسانه ها و سازمان هاي غير دولتي در توسعه و صلح پايدار
مردم دنيا هزاره سوم را با آرزوي دنيايي بدون جنگ و خون ريزي که در آن صلح و آرامش حاکم باشد آغاز کردند. اين در حالي است که باز هم از گوشه و کنار جهان هنوز بوي خون که با بوي گوگرد گلوله در هم آميخته شده است مشام مردم جهان را اذيت مي کند. هنوز مادران در سوگ فرزندان خود گريه مي کنند و هنوز بچه هايي هستند که به دور از تمام جنجال هاي سياسي نياز به محبت پدران خود دارند ، اما جهان خواران اين نعمت را از آنها گرفته اند. هنوز کودکاني هستند که تلخي زهر جنگ در بدو به دنيا آمدن در کامشان مي نشيند و هيچ کس از سرنوشتي که در انتظار آنهاست خبر ندارد !!! به راستي چرا....؟ به طور حتم همه ما تا امروز با واژه صلح برخورد داشته ايم اما چقدر به آن انديشيده ايم؟ چقدر در جهت ايجاد صلح تلاش کرده ايم؟ چقدر از ابزار هاي موجود براي تحقق اين آرمان هميشگي بشر يعني توسعه و صلح پايدار استفاده کرده ايم ؟ آيا راه کاري براي بهتر شدن وضع موجود داريم ؟ تا به حال درباره نقش و تاثير نهادها ، ارگان ها و سازمان هاي مختلف در توسعه و صلح پايدار فکر کرده ايم ؟ بدون شک اگر قدري در اين مورد آخر تامل کرده باشيم ، نمي توانيم نقش رسانه ها (اعم از راديو و تلويزيون ، مطبوعات ، اينترنت و .....) و همچنين سازمان هاي غير دولتي را ناديده بگيريم. اين دو بخش از جامعه يعني رسانه ها و سازمان هاي غيردولتي مي توانند نقش به سزايي را در رسيدن به توسعه و صلح پايدار ايفا کنند . در جامعه امروز کمتر کسي مي توان يافت که حداقل با يک رسانه در ارتباط نباشد و تجربه نشان داده است اين ارتباط خواه يا ناخواه باعث تاثير پذيرفتن فرد از آن رسانه مي گردد و اين يک معادله ساده رياضي است و نتيجه آن را مي توان به سادگي حدس زد، پس با اين حساب به نظر مي آيد رسانه ها نقش بسيار حساسي را در اين زمينه بازي مي کنند . اين در حالي است که رسانه هايي همچون راديو و تلويزيون نقش پر رنگتري را ايفا مي دارند . در اغلب کشور کودکان ساعت هاي زيادي را براي تماشاي تلويزيون صرف مي کنند و بسياري از آنها الگوهاي خود را از اين رسانه مي گيرند . بدون شک بي توجهي در امر برنامه سازي باعث خواهد شد تا جامعه دچار چالش هاي زيادي گردد . پخش فيلم هاي خشونت آميز ، برنامه هايي که در آن روحيه مرد سالاري ترويج داده مي شود ، الگوسازي چهره هاي منفي ، پخش تصاوير جنگ به کرات و..... نمونه هايي هستند که باعث تغيير در رفتار و پديدار شدن روحيه خشونت طلبي در جامعه مي گردد . مطمئنا ساخت و پخش برنامه هايي با محور توسعه و صلح موجب خواهد شد تا عکس اتفاق بالا رخ دهد. اين در حالي است که گه گاه رسانه اي همچون تلويزيون ناخواسته موجب برخي از وقايع مي گردد. به طور مثال در زماني كه جنگي در دنيا در حال وقوع است کليه شبکه هاي خبري بخش اعظمي از برنامه هاي خود را به اخبار و اطلاعات پيرامون جنگ در حال اتفاق اختصاص مي دهند. از يک طرف آنها به وظيفه اطلاع رساني خود مشغول هستند و از طرف ديگر اطلاعات مربوط به جنگ و پخش صحنه هاي جنگ و تصاوير کشته شدگان باعث مي گررد تا اضطراب در بين افراد جامعه بالا رود و همچنين عوارض ديگري همچون شيوع افسردگي و رفتار هاي خشونت آميز در زندگي روزمره از آن جمله است. عين اين مورد در ساير رسانه ها نظير مطبوعات به چشم مي خورد. اين در حالي است که با يک مديريت صحيح مي توان از بسياري از اين موارد جلوگيري کرد. اگر ضرورت پرداختن به مساله توسعه و صلح پايدار را در حالت هاي عادي از 100 ، پنجاه فرض بگيريم ضرورت در زماني که جنگي در دنيا در حال اتفاق است قطعا صد خواهد بود .با توجه به اين امر و ساير موارد به نظر مي آيد ضرورت بازنگري در برخي از سياست هاي رسانه ها در بخش اطلاع رساني امري واجب است . توجه به مسائل روان شناسي ، نحوه تنظيم خبرها و مطالب ، نحوه استفاده از تصاوير و فيلم ها و.... از جمله مواردي است که مي تواند از بسياري از وقايع جلوگيري کند. در اولويت قرار دادن مبحث توسعه و صلح پايدار امري است که رسانه ها بايد آن را بپذيرند و براي آن برنامه داشته باشند. از سويي ديگر سازمان هاي غير دولتي که پس سال 1960 در دنيا بنا به ضرورت ايجاد شده شکل گرفتند نقش بسيار مهمي را مي توانند در اين موضوع ايفا کنند. همه ما مي دانيم که يکي از خصوصيات سازمان هاي غيردولتي ، مردمي بودن آنهاست به شکلي که آينده يک سازمان غير دولتي بستگي به ميزان تعاملي دارد که با مردم ايجاد کرده است و چون سازمان هاي غير دولتي بايد مامني باشد براي اينکه مردم خود تصميم بگيرند و راه حل هاي برطرف ساختن مشکلات را خود بدست آورند ، از اين رو نتيجه بهتري به دست خواهد آمد تا اينکه حکومت ها تصميم بگيرند و مردم عمل کنند. سازمان هاي غير دولتي به عنوان پلي ميان مردم و دولت نقش بسزايي در آگاه سازي مردم نسبت به امر توسعه و صلح پايدار و همچنين بيان خواست هاي مردم از دولت ايفا مي کنند. همچنين در بخش هايي مي توانند منتقد سياست هاي دولت ها باشند. بخش بسيار مهم وظيفه آنها که در بالا هم اشاره شد آگاه سازي مردم است . بي شک اگر مردم از آنچه که در انتظار آنها و فرزندان آنها است با خبر شوند ، تهديد ها و فرصت ها را بشناسند ، آن گاه با تاملي بيشتر گام برمي دارند و با همفکري هم براي رسيدن به هدف نهايي برنامه ريزي مي کنند. برگزاري دوره ها و کارگاه هاي آموزشي ، آشنايي مردم با حقوق اوليه خود ، اطلاع رساني صحيح پيرامون رويدادهاي در حال اتفاق ، دادن آموزش هاي لازم در مواقع بحراني ، استفاده از پتانسيل مردم در موقع مورد نياز و..... از کار هايي است که سازمان هاي غيردولتي مي توانند در رسيدن جامعه به آرمان نهايي انجام دهند. البته لازم به ذکر است در بسياري از کشور هاي در حال توسعه هنوز سازمان هاي غيردولتي به عنوان يک نياز جامعه شناخته نشده اند و هنوز بستر هاي لازم را براي فعاليت در اختيار ندارند ، از اين رو در اين کشور ها در حال حاضر سازمان هاي غير دولتي نقش چنداني را بازي نمي کنند و شايد نياز باشد قدري سياست سازمان هاي غيردولتي در اين كشور ها متفاوت باشد و با توجه به وضعيتي كه در آن قرار دارند برنامه ريزي كنند. با توجه به مباحث گفته شده و نظر به اينکه امروزه در سرار دنيا سازمان هايي غير دولتي و رسانه ها در راس آن مطبوعات به عنوان ارکاني از جامعه مدني محسوب مي گردند ضرورت دارد تا به نقش اين دو بخش از جامعه در روند ايجاد توسعه و صلح پايدار نگاهي ويژه انداخت و برنامه هايي را براي گام برداشتن هر چه بيشتر اين دو بخش به سمت توسعه و صلح پايدار طراحي کرد . به اميد روزي كه شاهد آن باشيم تا توسه و صلح پايدار در اولويت برنامه هاي جهاني باشد .
پايان
روستاي آبرومند در ۱۵ كيلومتري شهر همدان واقع گرديد است و همان جايي ست كه ما به عنوان جامعه محلي خود براي پروژه توانمند سازي جوامع محلي زنان انتخاب كرده ايم .( اين پروژه با همكاري مركز كارورزي سازمان هاي غيردولتي قرار است انجام شود .) اوضاع زنان در اين روستا به نسبت ساير روستا ها بهتر است . گروهي از زنان يك سازمان غير دولتي راه انداخته اند به نام ياس سپيد كه قرار در اين پروژه ما را كمك كند . زنان روستا اهل ورزش هم هستند و تيم ورزشي هم دارند . به تحصيل علاقه مند هستند و آمار تحصيل كرده هاي رو ستا قابل توجه است و ...... با اين همه هنوز راه درازي را پيش رو دارند . هنوز چون زن هستند بايد مراعات خيلي مسائل را بكنند . بايد بدانند كه همه چيز در درجه اول متعلق به مردان روستا است و بعد آنها . بايد بدانند كه بالا بروند و پايين بيايند در نهايت وظيفه اصلي آنها خانه داري و بچه داري است . بايد فراموش نكنند كه با تمام استعداد و توانايي ، نبايد پا را از گليم خود فراتر گذارند و حد و مرز اين گليم را مردان مشخص خواهند كرد . مبادا كه روزي بعد از ازدواج حرفي از طلاق بزنند كه اين سخن يك گناه بزرگ است . هيچ زني حق اعتراض به اعتياد شوهر خويش را ندارد ، چون به او ربطي ندارد و اين مرد است كه اختيار دارد تا ...... و جالب تر از همه اينكه نانوايي روستا بايد سال ها تعطيل بماند تا اين زنان روستا باشند كه در كنار تمام كار ها ، به پخت نان هم مشغول باشند و مبادا كه شب هنگام ناني بر سفره نباشد.... !!؟؟ و تمام اين ها در حالي ست كه آن طور كه گفتم وضع زنان اين روستا به نسبت ساير روستاها ايده آل فرض مي شود و تمام اين ها به خاطر اين است كه چون زن هستند ........
امروز با مسئولين شوراي هماهنگي مبارزه با مواد مخدر جلسه داشتيم . نماينده شورا اطلاعات و امار جالبي را پيرامون وضعيت مواد مخدر در كشور و استان همدان ارائه مي كرد . جالب اينجا بود كه عامل پخش مواد مخدر را مي شناختند ، به قول خودش ليست معتادان را هم داشتند و اذعان مي كرد كه هيچ كاري نمي توانند بكنند . حتي تحليل وضع وجود ، علت هاي پديد آورنده و هر چه كه فكر كني در دست داشتند . باز به قول خودشان پول هم داشتند اما ..... از ما مي خواست كه طرح بدهيم ، كار فرهنگي كنيم . ما هم گفتيم چشم . اما من نفهميدم حالا كه مرزهايمان باز است و هر روز چندين تن مواد مخدر وارد كشور مي شود ، حالا كه هيچ ار گاني قدرت برخورد با عاملان فروش را ندارد ، حالا كه تنها يك درصد از معتادان با شيوه هاي درماني موجود به زندگي باز مي گردند ، حالا كه ظرف مدت كمتر از پانزده دقيقه مي توان به مواد مخدر دسترسي پيدا كرد ، حالا كه تمام دستگاه هايي اجرايي جمع شده اند و هيچ كاري از پيش نبرده اند ، حالا كه حتي قدرت بيان واقعبت هاي جامعه را به مردم نداريم و مدام وقتي حرف مي زنيم مي خواهيم جايي درز نكند ، جايي براي كار فرهنگي هست يا نه ....!!!؟؟؟؟